سه شنبه, 05 ارديبهشت 1391 08:02

در جستجوی «آدم های خوب»

نویسنده

این یادداشت تقدیم می شود به مارکو، نیکولو و ماتئو «پولو»!

 یادش بخیر، زمانی بود که جعبه جادویی خانه مان هنوز به تسخیر چیپس و آب معدنی و تک ماکارون در نیامده بود. آن موقع ها مدیران ارشد رسانه ملی مدام پشت تریبون های رسمی قرار می گرفتند و از مبارزه با مصرف گرایی و امپریالیسم تبلیغاتی غرب سخن می گفتند. از جلوه های ویژه و انیمیشن سه بعدی و این بازی ها هم خبری نبود. نهایت ذوق همان معدود آگهی سازهای دولتی تلویزیون هم خلاصه می شد در نشان دادن تصویر ثابت مثلا یک آبگرمکن و بعد کات به یک خوشنویسی زیبا بر روی مقوایی که سایه فیلمبردار رویش به وضوح به چشم می آمد!

سه شنبه, 05 ارديبهشت 1391 07:59

بعضي‌ها داغش را دوست دارند!

نویسنده

اين نامه ها را من ننوشته ام. سفارش نوشتنشان را زمستان سال 81 به رفيقي دادم كه مؤلف تئوري «ميان نسل ماندگي» هم اوست! كسي كه براي خودمان و بر و بچه هاي اطرافمان كه در سالهاي انتهايي دهه 50 چشم به اين جهان گشوديم، عدد 75/2 را به عنوان «نسل» يا همان Generation پيشنهاد داد و به دل همه هم نشست. شايد خود او هم يكي از همين روزها دست از سر نمودارها و انسان هاي كت و شلواري شيك پوش و جلسات ماركتينگ بر دارد و خسته از نعشه گي ماترياليسم، به كافي نتي حقير در خياباني خلوت پناه بياورد و براي جماعتي كه زماني قلمش، مسحورشان مي كرد، دوباره از گفتگوهاي مرد چاق با آن مرد لاغر بگويد.

سه شنبه, 05 ارديبهشت 1391 07:44

نوستالژيا

نویسنده

باز هم بازي ديگري را به قد درازهاي ميلان بغلي باختيم. امروز، باز هم توانستيم از درخشش نور خورشيد كه بر كله طاس همسايه روبرويمان مي‌تابيد و انعكاسش توي چشم‌هايمان مي‌افتاد لذت ببريم. بنده خدا به روال وظيفه هر روزش، رأس ساعت 12 با آن بيژامه كردي گشاد، كنار در خانه‌اش ايستاد و پس از چند عبارت آبدار، سؤال هميشگي‌اش را تكرار كرد: «به قصاصِ كدامين گناه، بنگاهدار سر كوچه، اين خانه را در آن روز خلوت كه توي كوچه بن‌بستمان پرنده هم پر نمي‌زد نشان او داد تا او هم خام شود و آنرا بخرد » . . . و ما به روال هر روز، از آن همه داد و فريادي كه به راه انداخته بوديم شرم كرديم و دروازه‌هاي كوچكمان را سرشانه گرفتيم و يواشكي داخل خانه‌‌هايمان خزيديم.

دوشنبه, 04 ارديبهشت 1391 01:38

سنگ و آئينه

نویسنده

جملاتي براي واگويه كردن در گوش يك نوزاد ، يك رسانه ، يك «وبلاگ»

چند ماه پيش، پسركي ساده دل و زيبارو كه مشهور به طعم چشيدن از جديد ترين تكنولو‍ژي هاي روز دنياست در وبلاگي كه خيلي وقت است در آن خودش را مدام افشا مي كند، هفت يا هشت خط ناقابل درباره ويژه نامه نوروزي يكي از روزنامه هاي اين ديار نوشت و آنچه گمان مي كرد «مي تواند» از جايگاه منتقد در باره يكي از جرايدي كه مي خواند در رسانه اي كه مال خودش بود بگويد،

صفحه11 از11