سه شنبه, 05 ارديبهشت 1391 08:22

کاوشی در حواشی قضای حاجت مسعود!

نویسنده

شاید شما هم یکی از کسانی باشید که مجله «همشهری جوان» را به شکل هفتگی تهیه می کنید و از نوع نگاه تحریریه آن به زندگی لذت می برید. نگاهی که «حاشیه» های بعضا مهمتر از متن، خوانندگانشان را بدجوری تحریک می کنند. یکی از جذاب ترین بخش های این رسانه، صفحه ای است که در آن به بهترین و بدترین های عرصه هنر در هفته گذشته جایزه داده می شود. لذت مرور سوتی های آدمهای مشهور و بالعکس یادآوری صحنه هایی که ما نیز از مثلا بازی یک هنرپیشه یا ابتکار فلان هنرمند سر ذوق آمده ایم، پدیده ای است که رسانه هایی همچون همشهری جوان، ایران جوان مرحوم، تماشاگران مرحوم، یک هفتم مرحوم و غیره (مرحوم!) از همان قدیم الایام، آنرا به خوبی شناخته اند و برای درمان این حس ابدی خوانندگانشان، همواره به دنبال امتیاز دادن به حاشیه و متن زندگی و آثار سوپر استارهای جامعه بوده اند.

سه شنبه, 05 ارديبهشت 1391 08:21

تیم برتون در ساختمان جام جم

نویسنده

دیشب دوباره این سیمای ملی، ما را سر سفره شام ناک اوت کرد و لقمه تاس کبابی که به نیش کشیده بودیم در گلویمان ماند. منتظر شروع شدن تصاویر باری به هر جهت چارخونه بودیم تا بی خیال آن، از غذای لذیذ مهمانی خانوادگی لذت ببریم که با دیدن آنچه بر صفحه تلویزیون ظاهر شد، رسما قید غذا خوردن را زدیم!
این اتفاق نادر، نمایش یکی از نخستین فیلم های فیلمسازی بود که حاضریم جانمان را هم برایش بدهیم؛

 این جملات را به دقت بخوانید:
راز مدفون شده خلقت؛ در واقع اين راز هر چه را که آرزو داريد به شما مي دهد: شادي، سلامتي و... شما مي توانيد هر چه که مي خواهيد باشيد يا داشته باشيد يا انجام بدهيد، مهم نيست که آن چقدر بزرگ باشد. مهم نيست که شما در کجاي زمين باشيد، همه ما با يک قانون سروکار داريم و آن قانون جاذبه است. شما چيزي را جذب مي کنيد که بيشتر به آن فکر مي کنيد....
3GB بر روی DVD با کيفيت عالی (دوبله شده) قيمت: 250۰ تومان. ارسال به درب منزل شما...

سه شنبه, 05 ارديبهشت 1391 08:11

چرا از یانگوم بدم می آید؟

نویسنده

بالاخره تمام شد. این چهارمین موج حضور چشم بادامی ها در جعبه جادوی خانه مان بود که خدا را شکر ختم به خیر شد. قبلی ها را که یادتان هست؟ اول با اوشین شروع شد، بعد سر و کله هانیکو پیدا شد و پشت سرش هم لینگ چانگ و رفقایش، به خانه هایمان لشکر کشی کردند! جالب اینجاست زمانی فکر می کردیم غیاب رسانه هایی که مردم بصورت آزاد به آنها دسترسی دارند و در همین حال، حضور مقتدرانه رسانه ملی، ظهور پدیده هایی مثل اوشین و ریوزو (با آن پهنای گسترده ای که در فرهنگ محاوره ای، جک ها، مجلات و حتی ساعات تشکیل میهمانی های خانوادگی بوجود آوردند) موجب می شود، اما اینگونه نبود و در تمام مدت در گمان غلط بسر می بردیم.

سه شنبه, 05 ارديبهشت 1391 08:02

در جستجوی «آدم های خوب»

نویسنده

این یادداشت تقدیم می شود به مارکو، نیکولو و ماتئو «پولو»!

 یادش بخیر، زمانی بود که جعبه جادویی خانه مان هنوز به تسخیر چیپس و آب معدنی و تک ماکارون در نیامده بود. آن موقع ها مدیران ارشد رسانه ملی مدام پشت تریبون های رسمی قرار می گرفتند و از مبارزه با مصرف گرایی و امپریالیسم تبلیغاتی غرب سخن می گفتند. از جلوه های ویژه و انیمیشن سه بعدی و این بازی ها هم خبری نبود. نهایت ذوق همان معدود آگهی سازهای دولتی تلویزیون هم خلاصه می شد در نشان دادن تصویر ثابت مثلا یک آبگرمکن و بعد کات به یک خوشنویسی زیبا بر روی مقوایی که سایه فیلمبردار رویش به وضوح به چشم می آمد!