سه شنبه, 05 ارديبهشت 1391 06:19

سرگرمی ابدی

نویسنده  
امتیاز دهی به این مطلب
(0 رای )

خدا لعنت کند هر چه سازنده سریال های هشتاد و نود و صد قسمتی را. ان شاء الله ورشکست شوند که نه برای آدم ساعت خواب می گذارند و نه استراحت. این چه بلایی بود که بر سرمان نازل شد، هر چه نگاه می کنی تمام نمی شود! «فرار از زندان» را که به سامان می رسانی، «فلاش فوروارد» شروع می شود، وسط های این یکی نرسیده ای، دی وی دی های باکیفیت «24» از آسمان نازل می شوند و همه اینها در حالی است که خودت را از شر شیطان بزرگ این دار و دسته؛ که همان «لاست» کبیر باشد، تا حالا در امان نگاه داشته ای. خوبی بی نظیر سریال های کشدار وطنی در این بود که اگر حوصله شان را نداشتی،

می زدی کانال دیگر و اخبار استانی تماشا می کردی که مثلا با محصولات کشکی سیما لجبازی کنی، اما برای این بلایای امپریالیستی که دیگر نمی شود از این فیلمها درآورد. خودت در کمال میل و رغبت می آوری شان در خانه و میخکوبشان می شوی. حیات و ممات رسانه هم به کل در دستان خودت است. اما مگر می شود از شرشان خلاص شد؟ قربانی شدن اراده ات را به چشم خودت می بینی، اینکه چطور میخکوب رویابینی های اهالی «فلاش فوروارد» می شوی و توان بلند شدن و فشار دادن دکمه توقف کامپیوتر را... نداری!
در تحلیل این روزها و لحظات، زمین گیر شده ام. بعد از عمری زندگی کردن با سینما، بعد از تمام شدن هزار باره ی فیلمها؛ با تمام داستان های تلخ و شیرین و آدم های خوب و بدشان... و شروع دوباره زندگی، این بار در حلقه ای گرفتار شده ام که نه فقط دو ساعات و تمام، بلکه شش ماه و هفت ماه، مغز و دل و روده ام را به چالش می شکاند! و تمام هم نمی شود... اغراق نیست اما بی شک این قضیه سریال بینی ما ایرانی ها را باید پس از ویدئو و ماهواره و اینترنت، نوظهورترین پدیده اجتماعی مملکت مان در حوزه سرگرمی های عامه پسند بدانیم و برایش به فکر «چاره» باشیم. چاره که می گویم؛ قطعا منظورم مترادف سازی ایرانی و خوش ساخت اینگونه سریالها نیست؛ فکر کردن به حال و روز سرگرمی های عمومی خودمان است؛ از پارک و شهربازی و پیتزا خوردن و در خیابان چرخ زدن و تلویزیون تماشا کردن و پای مانیتور چرت زدن بگیر تا فقط همین ها دیگه!!

3492 بازدید اصلاح شده در تاریخ شنبه, 18 آذر 1391 09:32

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن