شنبه, 25 آذر 1391 01:39

خاطرات پیکسلی

نویسنده  
امتیاز دهی به این مطلب
(0 رای )

«آلبوم عکس های این سایت شخصی در فاز اول انتشار آن، محدود به تصاویری می شود که از دوران سربازی من به بعد عکاسی شده اند.»

نکته قابل تامل در جمله خبری بالا، بازه زمانی عکاسی است و با مختصری فشار آوردن به ذهن می توان به یاد آورد که مقطع سربازی من، مصادف است با آغاز فراگیری دوربین های دیجیتال در ایران! پس پرواضح است که صرفا در این مرحله، گستره انتخابم در آلبوم های عکس، صرفا به دیجیتالی ها که انتقالشان به این محیط، آسانتر و سریعتر صورت می پذیرد، محدود بوده است. علاوه بر این، مبنای انتخاب عکس ها را هم در غالب موارد، حضور دسته جمعی دوستان و همکارانم در عکس قرار داده ام تا از طریق انتشارشان، مرجعی برای آنها نیز فراهم کرده باشم. اگر عمری بود و دستگاه اسکنری هم از راه رسید، به امید خدا عکسهای دوران پیش از سربازی (از تولد تا دانشگاه!) را هم برایتان رونمایی خواهم کرد!

مردی در سایه

این عکس هنری را دکتر سیامک شایان امین از من، دو روز پیش از اعزام به پادگان قصر فیروزه تهران (محل آموزش خدمت سربازی) در جشن خداحافظی ام در سالن تحریریه هفته نامه «شهرآرا» گرفته است.

 

بر فراز کلیمانجارو

 این عکس در دوران طرح (تبعید!) دکتر هومن محمدزاده (نفر دوم از سمت چپ) در تپه های انباشته از برف شمال خراسان، به اتفاق احسان خزاعی (نفر اول از سمت راست) و دکتر سیامک شایان امین، توسط دکتر سیدعلی طباطبایی ثبت شده است.

 

اصحاب شهرآرا

یک عکس دسته جمعی با برخی همکاران «شهرآرا»؛ در دوره ای که هفته نامه بود. من را در وسط نشسته ها و در میان دو هنرمند (یکی اهل تاتر؛ جواد اشکذری و دیگری عکاس؛ علیرضا عطاریانی) می بینید.

 

جشنواره بازها

ششمین جشنواره نشریات دانشجویی ایران - دانشگاه فردوسی مشهد. گروه مشاوران مطبوعات (نقش و نشر) به همراه حدود بیست نفر از بچه های نشریات تجربی، پیمانکار روزنامه این جشنواره بود و من (با آن جلیقه خبرنگاری قشنگ!) مسوولیت دبیری تحریریه آنرا بر عهده داشتم.

 

آغاز زندگی کارمندی

این عکس را دوست و همکارم محمد باقری در نخستین جشنواره ملی «زوج خوشبخت ایرانی» از من گرفته است. این جشنواره که ما به نمایندگی از موسسه جوانان آستان قدس رضوی در بخش نمایشگاهی آن غرفه داشتیم، برایمان یک لوح تقدیر از نهاد ریاست جمهوری به دنبال داشت که مدیر عاملمان آمد و آنرا از دستان جناب احمدی نژاد دریافت کرد. شاید تا پیش از این عکس و حوالی اش، کمتر عکسی بتوانید از من پیدا کنید که اینگونه اتوکشیده و با دیسیپلین(!) در مجامع عمومی ظاهر شده باشم...!

 

اینجا پلاک 90

عکس دسته جمعی کارمندان موسسه جوانان آستان قدس رضوی در جشن خانوادگی انتهای سال 89. من را می توانید از روی ژاکت آبی آرین که در بغلم جای گرفته شناسایی کنید.

 

اجرای دونفره

تصویری دیگر از همان برنامه؛ جشن پایان سال خانواده پرسنل موسسه جوانان آستان قدس رضوی. شاید باورتان نشود، اما من به عنوان مجری این برنامه در طول تمام دقایق اجرایم، آرین را هم اینگونه در بغل داشتم. چه می شود کرد؛ بابایی است دیگر!

 

من یک دانشجو هستم!

پرزنت پروژه دانشجویی یکی از هم کلاسی ها (آقای خدادادی) پیرامون خبرگزاری های بین المللی در دوره کارشناسی ارشدم. آقای خدادای بچه های گروه را به محل کارش (خبرگزاری ایرنای خراسان) دعوت کرد. اگر دقت کنید تنها کسی که مشغول یادداشت برداری است منم!؟

 

نظریه پردازان!

عکس دسته جمعی با بچه های ارشد علوم ارتباطات در دانشگاه آزاد. در مرکز تصویر، دکتر امیرپور استاد ارجمند درس نظریه های ارتباطات جمعی مان که بعدها زحمت راهنمایی من را در پایان نامه ام هم بر عهده گرفتند حضور دارند. با توجه به پرسپکتیو عکس، من را می توانید به عنوان بلندقدترین انسان حاضر در آن شناسایی کنید.

 

خادم خادمان

یکی از طرح هایی که در موسسه جوانان آستان قدس سالهاست پا گرفته و من هم با علاقه ویژه ای در آن مشارکت می کنم، حرکت کاروان خدام بارگاه مطهر حضرت رضا(ع) به نقاط مختلف کشور همراه با پرچم متبرک رضوی است. در این عکس که آن عقب و وسط تصویر من را در آن پیدا خواهید کرد، خادمان حرم، آئین اهتزاز پرچم را در تالار گردان برج میلاد تهران، انجام می دهند.

 

من و مصلی بزرگ تهران!

در طول این سالها، مصلی بزرگ تهران برایم به یکی از آشناترین اماکن این کشور مبدل شده است! دلیل این آشنایی هم خیلی ساده است؛ چرا که مجبور بوده ام برای راه اندازی یا حضور در نمایشگاه های متعدد سازمانی آنجا باشم. در این تصویر همراه با سیداحسان مصطفی زاده، حجت حسنی سعادت و جواد محمدزاده مقدم (نفر اول از سمت چپ که تا مهر سال 90 مدیریت عامل موسسه مان را بر عهده داشت) مشغول مباحثه با یکی از غرفه داران (اگر درست یادم مانده باشد مدیر شبکه اجتماعی افسران جنگ نرم) هستیم.

 

آئین مخ زنی!

یک تصویر کاملا سازمانی از نشست مشترک مدیران موسسه ما با مدیران ارشد صدا و سیمای خراسان (روحانی حاضر در جمع، آقای نهاوندی مدیر این تشکیلات است). در سمت چپ تصویر مهندس حسین چم حیدری (رفیق بنده و معاون حوزه مشاوره و آموزش موسسه) را در حال هیپنوتیزم مغزهای حاضرین با عباراتی کاملا علمی، پیچیده و خیلی باکلاس شاهد هستید!

 

12018 بازدید اصلاح شده در تاریخ یکشنبه, 26 آذر 1391 05:24

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن