دوشنبه, 18 ارديبهشت 1391 05:11

بازگشت باشکوه قهرمان نوجوانی ام...

نویسنده

نقد جیمز براردینلی بر «ماجراهای تن تن»: اگر ماجراهای تن تن انیمیشنی با استفاده از تکنیک موشن کپچر * نبود و به صورت فیلم ساخته می شد، امکان داشت آن را با فیلم های ایندیانا جونز: مهاجمان مقبره ی گمشده (Raiders of the LostArk) و دزدان دریایی کارائیب (Pirates of the Caribbean) مقایسه کرد. در حالت فعلی و با وجود شخصیت های کارتونی شده بر روی پس زمینه ی عکس photorealistic، این انیمیشن بیشتر به مجموعه ی بازی های ویدئوی Uncharted شباهت دارد.

دوشنبه, 18 ارديبهشت 1391 05:06

جادوی دل فریب آقای اسکورسیزی

نویسنده

نقد راجر ایبرت بر «هوگو»: فیلم «هوگو» شبیه هیچ کدام از فیلم های دیگر ماتین اسکورسیزی نیست، اما احتمالاً محبوب ترین کار خود او، از ابتدا تا به الآن می باشد. یک حماسه ی خانوادگی  پر هزینه و به سبک 3D که از بسیاری جهات، حکایت زندگی شخصی خود مارتین را دارد. با تماشای هوگو، آدم احساس می کند منابع و وسایل لازم در اختیار هنرمند بی نظیری قرار گرفته تا فیلمی درباره ی سینما بسازد!

شنبه, 16 ارديبهشت 1391 09:30

در ستایش مرام ومعرفت

نویسنده

نقد تاد مک کارتی بر «رانندگی»: رایان گاسلینگ همیشه ساکت است، مگر زمانی که لازم است چیزی بگوید. راننده ای که روزها بدلکار فیلم است و شبها سارقان را از صحنه جرم دور میکند. اینها بخشی از شخصیت پردازی هوشمندانه در سکانسهای ابتدایی فیلم است و در آن  مردی تحت فشار را نشان میدهد که در خیابانهای پر رمز و راز لس آنجلس در حال فرار از دست تعداد زیادی ماشین و هلیکوپتر پلیس است.

شنبه, 16 ارديبهشت 1391 09:16

بهترین پاریسی که تاکنون دیده ام

نویسنده

نقد جیمز براردینلی بر «نیمه شب در پاریس»: این نقد و بررسی حاوی مطالبی است که شاید بخشی از داستان را لو بدهد. بله، البته که لو می دهد. به خاطر آنکه من حتی تصور این را هم نمی توانم داشته باشم که نقددی بر فیلم «نیمه شب در پاریس» بنویسم، بدون آنکه درباره تخیلات لذت بخش و بسیار زیبای نهفته در قلب کمدی جدید وودی آلن سخنی به میان آورم. 

پنج شنبه, 31 فروردين 1391 08:09

چرا سیب، قرمز است؟

نویسنده

در حاشیه عادت خوبی به اسم «سینما رفتن»
چرا سیب، قرمز است؟!

تجربه نشان داده كه اگر يكي از روزهاي وسط هفته، مثلاً دوشنبه يا سه‌شنبه، سئانس اول صبح به يكي از سينماهاي شهر مراجعه كنيد، اين موقعيت را خواهيد داشت تا بصورت خصوصي، به تماشاي فيلم بنشينيد و ديگر مجبور نخواهيد بود، در كنار موسيقي زيباي آن، «خرت خرت» چيپس و پفك، «تق تق» تخمه و آجيل و «وينگ وينگ» يك عدد نوزاد سه يا چهار ماهه را هم گوش كنيد و در ضمن، ديگر با آن زوج تازه عقدي كه مثل دو مرغ عشق در صندلي پشتتان جا گرفته‌اند و بجاي تماشاي فيلم، در مورد متراژ كاخ و باغ شانديز و مدل اتومبيل گران‌قيمتي كه آقاي داماد قرار است وقتي سر زندگي‌شان رفتند براي عروس خانم بخرد،

صفحه5 از5