شنبه, 16 ارديبهشت 1391 09:30

در ستایش مرام ومعرفت

نویسنده  
امتیاز دهی به این مطلب
(1 رای)

نقد تاد مک کارتی بر «رانندگی»: رایان گاسلینگ همیشه ساکت است، مگر زمانی که لازم است چیزی بگوید. راننده ای که روزها بدلکار فیلم است و شبها سارقان را از صحنه جرم دور میکند. اینها بخشی از شخصیت پردازی هوشمندانه در سکانسهای ابتدایی فیلم است و در آن  مردی تحت فشار را نشان میدهد که در خیابانهای پر رمز و راز لس آنجلس در حال فرار از دست تعداد زیادی ماشین و هلیکوپتر پلیس است.

راننده داستان ما که چند روزیست بخاطر همسایه جذابش، ایرنه (با بازی Carey Mulligan) زندگی اش تکانی خورده، سعی میکند با نگاهایش با او ارتباط برقرار کند. تعاملی که برای اولین بار با رد و بدل شدن چند جمله ساده تبدیل در نهایت به محاوره شبهه فلسفی تبدیل میشود که طبیعتاً مقدمه خوبی است برای شروع یک رابطه. ایرنه:"چکار میکنی؟" راننده: "رانندگی"
تا آخر فیلم هم چیز بیشتری از این شخصیت  دستگیرمان نمیشود، ولی راننده، برعکس ما، به سرعت سعی می کند خود را به همسایه و پسر کوچک نزدیک و از زندگی شان سردرآورد. پسری که پدرش مدتی است در زندان است. در همین زمان اتفاقی جالبی براش میافتد که بنظر میرسد زندگی حرفه ایش را کاملاً متحول کند.  شخصی بنام شانون که سالها برایش کار میکرده و نمایشگاه ماشین دارد، قراردادی را برای استخدام راننده ای جهت شرکت در مسابقات ماشین رانی، با سرمایه گذاری ثروتمند بنام برنی رز (با بازی Albert Brooks) امضا میکند. این راننده هم کسی نیست جز قهرمان این فیلم.
اما آزاد شدن شوهر ایرنه از زندان، ابراز پشیمانی از کارهای گذشته اش و درخواست از همسرش برای دادن شانسی دوباره، از سویی و  از سویی دیگر پیدا شدن سر و کله دوست خلافکار برنی، هم دستی در یک سرقت ناموفق و رشوه گیری های متعدد باعث میشود تا پای راننده به ماجراهای  خطرناکی  باز شود که مهارتهایی فراتر از رانندگی را طلب میکند.
صحنه های آرام و بی سروصدای میان سکانسهای اکشن به نحوی تنظیم شده است که بخوبی هیجان و خشونت ناشی از تعقیب و گریزها و صحنه های قتل– که گاهی واقعاً غیر قابل دیدن میشوند – را تلطیف میکند. در واقع لحظات غیر اکشن به هیچ عنوان زاید نبوده و بازیگران در ترکیب با  شیوه سر زنده و باطراوت کارگردان در ساخت فیلم، هنرمندانه این صحنه ها را از کار در آورده اند. آهنگهای فیلم نیز برگرفته از سبکهای متفاوت موسیقی است. قطعاتی که اغلب با موسیقی تکنو تلفیق میشوند و چیزی فراتر از آن را نتیجه میدهند و درنهایت بخوبی بر روی صحنه های مختلف فیلم مینشینند.
فیلمنامه حسین امینی که اقتباسی است از رمان کوتاه James Sallis بجای اینکه موجر و سرگرم کننده باشد بیشتر تکراری و نخ نماست. او به وضوح روشی مانند همینگوی را در روایت داستانهای جنایی انتخاب کرده که بارها توسط دیگران استفاده شده است. در شخصیت پردازی و نوشتن دیالوگها سعی نکرده است تا به صورت چند لایه عمل کند. بطوری که مفهومی دیگر بجز آنچه در نقشها و صحبتهایشان است، مشاهده نمیشود. دیالوگ همانند شیوه فیلمهای نوآر طوری نوشته شده است که فردی که مخاطب صحبت است احساس هراس کرده و وادار به انجام خواسته گوینده میشود. هرچند این نوع نگارش در فیلم،  به خوبی آثار مهم این ژانر یعنی نوآر انجام نگرفته است.
احتمالاً بهمین دلیل Refn نیز در مقام کارگردان هر چند شیوه ی خلاقانه در تصویر پردازی بکار گرفته ولی در حد بهترین های ژانر نبوده است. او که سبک  خاص خود را  فیلمهای پیشینش یعنی Pusher، Bronson و Valhalla Rising دنبال کرده و پرداخته است ، در اینجا نیز شیوه ای جالب و منحصر بفردی را در به تصویر کشیدن  فضاهای کم نور و تاریک و شهر بی در و پیکر لوس آنجلس  بکارگرفته؛ بطوری که صحنه ای خشن آن گاهی فراتر از آنچه تماشاگر انتظار دارد از کار درآمده است. ولی با این وجود در کمتر سکانسی ( بجز روشهای جدید در نشان دادن صحنه های قتل) میتواند بپای بهترین های ژانر اکشن برسد.
انتخاب بازیگر نیز از نقاط قوت اثر است. Gosling گویی نسخه ای تازه از شخصیت آرام، سرسخت بازیگران بزرگ آمریکایی مانند Steve McQueen, Clint Eastwood, Lee Marvin ارائه میکند که خودشان را بیشتر در رفتارشان بیان میکنند تا گفتارشان.  بطوری که در برخی از صحنه ها (اغلب با ایرنه) تنها لبخند میزند، در سکانسهای رانندگی  چهره ای مطمئن و با اعتماد بنفس دارد و تنها وقتی در موقعیتهایی که واقعاً خطرناک قرار میگیرد، مقداری هیجان به چهره اش میاید.
Mulligan هم انتخاب هوشمندانه ای برای نقش ایرنه تنها و غمگین است که انتظار شوهرش زندانی اش با نقش آفرینی Oscar Isaac میکشد . مردی که بر خلاف پیش بینی های ابتدای داستان، فردی زیرک و باهوش است. Christina Hendricks هم که مدتها خبری از او نبود بازی درخشانی در نقش فردی فریب خورده ارائه میدهد که هم دست سارقی در یک عملیات خطرناک بوده است. اما بهتر از همه اینها Brooks است که نقش مردی ثروتمند را هنرمندانه بازی میکند.  فردی متشخص که بهتر از همه میتواند شخصت شیطان صفتش را زیر چهره آرامش مخفی کند.

10378 بازدید اصلاح شده در تاریخ شنبه, 18 آذر 1391 09:30

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن