وحدت عماد

وحدت عماد

یکشنبه, 25 آبان 1393 11:55

آرزویی که شیرین برآورده شد

چقدر عاشق امامتان و دلبسته زیارتش هستید؟ این سوالی است که پاسخش برای من و شما که مجاور حضرت رضاییم و سرشار از بوی خوش عطر رضوی در شهرمان، کمی متفاوت است با پیرزنی که می‌خواهم امروز داستان عرض‌ارادتش به حضرت را برایتان بازگو کنم. پیرزن را در جاده ملایر به اسلام‌آباد دیدیم. ما کاروانی بودیم که خدام حضرت رضا(ع) را که پرچم متبرک حرم مطهر را حمل می‌کردند، در سفرشان به روستاها و شهرهای استان همدان همراهی می‌کردیم و او پیرزن تنهایی بود کنار جاده... هیچ‌کدام‌مان او را ندیدیم و از کنارش گذشتیم اما «حاج‌آقا» متوجه حضورش شد و خواست که بایستیم و کمی عقب بازگردیم تا احوالش را در آن داغی هوای بیابان بپرسیم. وقتی به او رسیدیم با منظره عجیبی مواجه شدیم؛ با چادری سفید و گلدار، خمیده و عصابه‌دست، کنار چارپایه‌ای ایستاده بود با یک سینی روی آن؛ پارچ شربت، چند لیوان قدو‌نیم‌قد، یک بشقاب شیرینی، یک لیوان با دوشاخه گل و اسپند‌دودکنی که معلوم بود ساعت‌هاست خاموش شده است... یکی از خدام رفت سراغش و با چشمانی اشک‌بار بازگشت. پرچم متبرک را از همراهان گرفت تا برای پیرزن ببرد. می‌دانید راز اشک او چه بود؟ پیرزن از طلوع آفتاب تا آن‌موقع یعنی صلات ظهر که از کنارش گذشتیم، تک‌وتنها درمیانه آن بیابان داغ و کنار خانه کوچک و گلی‌اش، به انتظار ایستاده بود تا خواب شب گذشته‌اش تعبیر شود؛ آقای مهربانی که به او وعده داده بود آرزوی زیارتش که سال‌هاست دل‌سوخته آن است و کسی نیست تا برایش آن را برآورده کند، امروز محقق خواهد شد.
صدای هق‌هق گریه‌های پیرزن برروی پرچم خوش‌بوی حرم مطهر را هرگز از یاد نخواهم برد. بسته نبات متبرک را که از دست خدام گرفت، انگار که شیرین‌ترین هدیه زندگی‌اش را به او داده‌اند، بوسید و به چشم‌هایش کشید. مدام می‌گفت «رضاجان، زیارتم را قبول کن» و اشک می‌ریخت. ما هم مات و سردرگم ایستاده بودیم و فقط می‌توانستیم با قطرات اشکمان همراهی‌اش کنیم. موقع جداشدن مدام عذر می‌خواست که دود اسپندهایش تمام شده است و نه پای رفتن به روستای آن نزدیکی را داشته تا اسپند تازه‌ای تهیه کند و نه جرئت جداشدن از جاده‌ای که قرار بود آرزویش را برآورده کند...
از پیرزن که دور می‌شدیم، بیش‌از خمیدگی پشت و تنهایی و خانه کوچکش، لبخند رضایت عمیق روی صورتش و دستانی که به نشانه احترام روی سینه گذاشته بود، به چشم‌مان می‌آمد و یک «زیارت از بعید» ناب که به آن غبطه می‌خوردیم. به‌راستی چه کسی است که بتواند لحظه‌ای در عمق بی‌پایان محبت اهل بیت(ع) در دل مردمان این سرزمین شک کند؟ خاندان پاک و مطهری که لطف و عنایتشان، دور و نزدیک نمی‌شناسد.

یکشنبه, 25 آبان 1393 13:39

اندراحوال موج سواران

خدا رحمت کند مرتضی پاشایی را. خودش رفت و این روزهایی را که برخی؛ تاکید می کنم برخی از هموطنانش بدجوری روی حس پاک طرفداران بی شمارش موج سواری می کنند ندید.
نمونه اش همین پدیده ای که در سوپر مارکت کنار خانه مان، امروز یکشنبه و چیزی کمتر از 48 ساعت بعد از فوت این خواننده جوان، در ارتباط با او دیدم: سی دی بسته بندی شده و حرفه ای مجموع آثار "زنده یاد مرتضی پاشایی" از شرکتی بی نام و نشان با قیمتی مفت!!
خودتان چرتکه بیندازید که این عاشقان موسیقی پاپ، با چه سرعتی این مجموعه را از چند آلبوم پاشایی گلچین(!!؟) کرده، آنرا تکثیر و با جعبه مقوایی اش چاپ و نهایتا در شبکه سوپرمارکتهای کشور توزیع کرده اند... یا به تعبیر منطقی و حقیقی تر، از چند هفته قبل مثل... متتظر مرگ خواننده محبوبمان بوده اند تا بیشترین سواری را از موج بزرگ اجتماعی در پی آن ببرند.
خدا مرتضی را قرین رحمتش کند و موج سواران این روزها را به شکل اساسی هدایت؛ ان شالله.

پورتال شبکه جوانان رضوی در مراسمی با حضور حجت‌الاسلام و‌المسلمین محمدحسین ابوترابی‌فرد نایب رئيس مجلس شوراي اسلامي و فعالان و طراحان آن رونمایی شد.

شاید این روزها و در کوران خبری تعلیق تحریم ها و کنفرانس ژنو2 و به هم پریدن مدیران باشگاه های فرهنگی ورزشی پرطرفدار کشورمان، یک خبر از قافله صفحات اول و تیترهای داغ و آتشین جاماند... خبری که پس از یادداشتهای روزانه وزیر امور خارجه مان در فیس بوک و حضور آنلاین وزیر ارتباطاتمان در تبیان و اظهار نظر وزیر ارشادمان در مورد ضرورت رفع فیلتر آن اولی و... در طی هفته های گذشته، بار دیگر سوژه «شبکه های اجتماعی» را سر زبانها انداخت؛ خبری منحصربفرد با آغازی تلخ اما سرانجامی شیرین.

پایان شیرین رویداد، حرکت معقولانه و متعهدانه کاربران ایرانی فیس‌بوک، در اخراج گردانندگان یک صفحه خشونت‌آمیز پارسی زبان از روی این شبکه اجتماعی بود و آغاز تلخ آن، راه اندازی مشکوک این صفحه پرطرفدار در چند ماه پیشتر... صفحه‌ای که با نام «شرارت» در شبکه اجتماعی «فیس‌بوک» به شهرت رسید و در طی چند هفته کوتاه، بیش از سی هزار پیگیری کننده نیز برای خودش دست و پا کرد!

اما «شرارت» چه بود؟

صفحه‌ ظاهرا ساده ای بود که در تاریخ ۰۵/ ۰۴/ ۲۰۱۳ در فیس‌بوک ایجاد شده و ایجادکننده‌اش درباره آن تنها نوشته بود: «یکیمون حبسی و یکیمون بنگی، یکی‌ فقط یه عکس رو قاب، یکی‌ دیگه رو قبرش خاک!». به موازات این صفحه، رسانه مشابهی نیز بصورت وبلاگ ایجاد شد و اگرچه هدف خود را آشنایی با عاقبت اراذل و اوباش عنوان کرده بود، اما به‌‌ همان شکل  همزاد فیس بوکی خود به تمجید از این راهزنانِ جان و مال و ناموس مردم می پرداخت... 

تصاویر مشابه و برخی توضیحات تقریباً کپی شده نیز نشان می‌داد احتمالاً اداره کننده یا اداره کنندگان این وبلاگ‌‌ همان اداره‌کنندگانِ صفحه «اشرار» در فیس بوک هستند. در صفحه فیس بوک «اشرار» که طبیعتاً آزادی عمل بیشتری وجود داشت و تا پیش از تعطیل شدن (بنا به خواسته کاربران ایرانی)، بیش از سی هزار کاربر به آن پیوسته‌ بودند، بخشی از کاربران که اساساً سوابق مجرمانه نیز نداشتند و محض تفریح، «شرارت» را لایک کرده بودند به درج اشعار رپ و مضامین نزدیک به فضای لات‌ها و عربده کش‌ها می پرداختند!

اما آنچه بیش از کامنت‌های تمجید از این اشرار، حساسیت‌برانگیز شد،‌‌ همان تصاویر اشرار بود که برخی از ایشان با سلاح‌هایی همچون کلت یا کلاشینکف ژست گرفته‌‌ و برخی دیگر نیز قمه به دست در مقابل دوربین حاضر شده‌ بودند! جالب‌تر اما تصاویر بی‌سابقه‌‌ ای بود که ظاهراً از داخل محوطه و بندهای زندان‌ها‌ ‌گرفته شده بودند، زیرا داشتن موبایل، ثبت تصاویر و خروج این تصاویر از زندان، شبیه مأموریت غیرممکن است. در زیر این تصاویر درباره محل ثبتشان پرسیده شده که عده‌ای در این باره حتی ‌خاطراتشان را نیز گفته‌ بودند!

این سناریوی غریب که قهرمانان آن، «ایوب پیچ گوشتی»، «مهدی سیاه»، «داود خالدار»، «رضا غول»، «حمید زردک»، «حسین قاتل»، «مهدی فیل»، «کامبیر پلنگ»، «سجاد کوسه»، «محمود گراز» و صد‌ها لقب عجیب دیگر بودند و به مدد شبکه اجتماعی، هر روز مشهورتر و پرطرفدارتر نیز می شدند، سرانجام پس از گذشت چند ماه از راه اندازی اش و از طریق ارسال پیاپی گزارش‌های تخلف درباره این صفحه، به نقطه پایان رسید و مدیران فیس بوک مجاب شدند تا «شرارت» را حذف  کنند.

جالب اینکه در فاصله ای کوتاه از این پایان دموکراتیک رسانه ای که در آن مخاطبان (کاربران) نقش اصلی را ایفا کردند، پلیس هم سرانجام به خود آمد و پس از «هک نمودن حساب کاربری سازنده شرارت» اقدام به ردگیری و شناسایی او کرد که دستگیری عامل اصلی پشت این ماجرای پرسر و صدا را به دنبال داشت. شاید در روزهای آینده و پس از برگزاری جلسات گفتگوی احتمالا نه چندان دوستانه مردان قانون با این شرور فیس بوکی، زوایای پنهان «شرارت» و دست های بزرگتر پشت پرده آن برای افکار عمومی آشکار شود؛ شاید...

شنبه, 21 دی 1392 10:43

به روایت... آقای شهردار

بی گمان یکی از لذت بخش ترین تجربه های حرفه ای من در سال 92، گفتگوی سریالی و مفصلی است که با شهردار سابق مشهد (به قصد انتشار در کتاب فاخر «راه های رفته و نرفته» یا همان پروژه مستندسازی فعالیتها و تجربیات شهرداری مشهد در سالهای 86 تا 92) انجام دادم. در مقدمه این گفتگوی تفصیلی با مهندس محمد پژمان به برخی از نکات پیرامون روش انجام آن اشاره کرده ام که شاید خواندنشان برای شما هم خالی از لطف نباشد.

***

گفتگو با شهردار کلانشهر بزرگی همچون مشهد کار چندان ساده ای نیست. این را به خوبی می دانستیم؛ بویژه که می بایستی روبروی انسان تیزهوش و خوش حافظه ای همچون صادق پژمان بنشینیم؛ چرا که تیزهوشی او ایجاب می کند که نسبت به تمام واکنش های احتمالی اش دارای برنامه و پیش بینی بوده و از سوی دیگر، نسبت به موضوعات مورد بحث در جلسات گفتگو نیز به تصویری شفاف و چندجانبه رسیده باشی. ارائه هرگونه آدرس یا اطلاعات غلط در این گفتگو، به تصحیح فوری آن اطلاعات از سوی شهردار مشهد و پاسخ بی تعارف او منجر خواهد شد؛ آنگونه که خبرنگاران دیگری هم چنین موقعیتی را تجربه کرده بودند و نسبت به پرهیز از آن به ما هشدار می دادند.

برای برگزاری این گفتگوی مستند که دارای تفاوتهای بنیادین با مصاحبه های روزانه رسانه ها که در غالب موارد دارای مصرف کوتاه مدت و مبتنی بر حوادث یا هیجانات روزمره جامعه هستند بود، می بایستی چند اصل حرفه ای را رعایت می کردیم. نخست آنکه در مرحله جمع آوری داده ها، از هیچ موضوع حتی به ظاهر کم اهمیتی که (در بازه زمانی مورد نظرمان؛ از 1386 تا 1392) با شهر و شهرداری و شهردار نیز مرتبط بود، نباید می گذشتیم. از این رو، تلاش کردیم تا با مرور اسناد رسمی و همچنین خروجی رسانه های عمومی از یک طرف و افکارسنجی شخصیت ها و نخبگان ازسوی دیگر، پازل اطلاعاتمان را از اصلی ترین محورهای گفتگوی مستند با «آقای شهردار» کامل کنیم. در گام دوم و برای اطمینان از جامعیت این گفتگو، می بایستی به دنبال هندسه مفهومی منسجمی از موضوعات می بودیم که مبنایش داده های جمع آوری شده و خروجی آن، دسته بندی صحیح اطلاعات، ایجاد تقدم و تاخر در طرح موضوعات و دادن وزن به هر کدام از فصول بود.

گام سوم، انتخاب روش گفتگوی «گروهی» به جای «فردی» بود که خود این تکنیک، علاوه بر شاداب نگاه داشتن فضای گفتگو، از بوجود آمدن یک چالش یا سلیقه دوطرفه جلوگیری و فضایی مملو از نگاه های چندگانه به یک کاراکتر (شهر یا شهردار یا شهرداری) خلق می کرد. در نهایت با جلب نظر شهردار، بازه زمانی گفتگو به بیش از ده ساعت افزایش یافت تا محدودیت سقف جلسه باعث نشود که حاضران به خودسانسوری یا چکیده گویی رو بیاورند؛ چرا که این پیش فرض میان دو طرف گفتگو مورد توافق بود که: در مرحله تبیین موضوعات می توانیم به شرح و تفصیل بپردازیم اما در مرحله انتشار، متناسب با فضای در اختیار و آنالیز صبر مخاطبان در خوانش متن گفتگو، می توان در برخی مواقع به اختصار نیز رو آورد... اما بهرحال سند مفصلی که در پی تدارک آن در گفتگو با مرد اول شهرداری مشهد در سالهای گذشته بودیم، جهت ثبت در تاریخ، گردآوری و مستندسازی شده بود...

تلاش گروه گفتگو در تمام مراحل؛ از مقدمه و برنامه ریزی تا انجام و تنظیم، بر آن بوده تا بطور محض در خدمت واژگان و الفبای رد و بدل شده در این مستند نوشتاری باشد و ضمن پرهیز از هرگونه تغییر و تبدیل در متن صحبت ها، آیینه ای شفاف و زلال در اختیار افکار عمومی قرار دهد تا با استفاده از بازتاب های آن، به قضاوت پیرامون عملکرد شهرداری مشهد در دوره مدیریت صادق پژمان بنشینند.

***

برای دانلود متن اصلی گفتگو در قالب فایل PDF کتاب «راه های رفته و نرفته»، اینجا کلیک کنید.

نخستین دوره‌ آموزشهای تخصصی «راهبری فضای مجازی» هم به پایان رسید. در قالب این دوره آموزشی که آنرا با همراهی همکارانم در مدیریت راهبری فضای مجازی موسسه جوانان آستان قدس برگزار کردیم، 12 سرفصل مختلف تخصصی که آنها را با مشورت اساتید گرانقدر حوزه فناوری و رسانه تنظیم کرده بودیم، توسط 12 استاد معتبر ملی به مخاطبانمان آموزش داده شد.

برخی از عناوین و سرفصل‌ها اینها بودند:

تحلیل تاثیرات دو طرفه رسانه‌های مجازی و زندگی حقیقی در جامعه جوان ایرانی، شیوه‌های نوین مدیریت در فضای مجازی، ابزارشناسی اینترنت، روزآمدترین تکنیک‌ها و روش‌های عرضه محتوا در فضای مجازی (مصاحبه خلاق در ویژه‌نامه‌های اینترنتی، ویراستاری در فضای مجازی و ...) که با حضور صاحبنظرانی همچون آقایان دکتر منتظر قائم، عاملی، گیل‌آبادی و چهره های سرشناسی مثل کامران نجف‌زاده، محمدحسین جعفریان، حجت‌الاسلام زائری و... به شیوه کارگاهی برگزار شد.

در این دوره نسبتا طولانی مدت (دو ماهه) که در بعداز ظهر روزهای چهارشنبه و پنجشنبه آذر و دی امسال در ساختمان مرکزی موسسه جوانان آستان قدس برگزار شد، 150 نفر از دست اندرکاران و فعالان سایتهای اینترنتی مشهد؛ از مجموعه هایی همچون آخرین خبر (وابسته به روزنامه خراسان)، شهرآرا آنلاین، مشهد تریبون، مشهد پیام، پورتال آستان قدس رضوی، سایت ولی امر و نهادهایی همچون آموزش و پرورش خراسان، معاونت فرهنگی دانشگاه های فردوسی و علوم پزشکی و... حضور داشتند.

قرار است از مجموع جلسات برگزار شده در قالب این دوره که تاکنون در شهر مشهد فاقد سابقه اجرایی بوده است، یک نرم افزار (حاوی فیلمها، فایلهای پاورپوینت اساتید و نکات آموزشی برگزیده هر یک از فصول) آماده و در مراسم اختتامیه دوره که احتمالا اواخر بهمن ماه برگزار خواهد شد، رونمایی شود.

برای دسترسی به اخبار و آلبومهای تصویری این دوره بهتر است سری به سایت اختصاصی آن در این لینک بزنید.

اگر هم خودتان در این دوره حضور داشته اید، مرور آن در این چند ویدئوموزیک کوتاه، بی گمان دلچسب خواهد بود؛ جلسات آقایان کامران نجف زاده، مجید فکری، شهرام گیل آبادی و حجت الاسلام دکتر سعیدرضا عاملی.

 

 

 

 

در طول سالهای گذشته، در پروژه های متعددی به عنوان سردبیر، دبیر تحریریه، مدیر اجرایی و نویسنده مطبوعات نقش داشته ام اما راستش را بخواهید، شاید از میان همه آنها، سه یا چهار کار بوده اند که هم از انجام دادن آنها لذت برده ام و هم خروجی شان، برابر هدف و رسالتی که در پی تحقق آن بوده اند، چیز دندان گیری از آب درآمده است. در سایر موارد یا اقتضائات سازمانی کارفرمایان باعث می شده که چارچوبهای محصول نهایی بیش از آنکه در خدمت رضایت مخاطبان باشند، درد بی علاج خودسانسوری ناشرانشان را التیام ببخشند و یا اصولا محلی برای تجربه گرایی و آزمودن قالبهای نو وجود نداشته...

در این میان اما هر از چندگاهی این فرصت مهیا می شود تا این فضای عمومی را بشکنم. نمونه اخیرش، شماره های جدید ماهنامه «همگام» است که در دوسال اخیر سردبیری آنرا بر عهده داشته ام. این نشریه راهبردی که مخاطبان آن مدیران و کارشناسان شورای عالی فرهنگی آستان قدس رضوی و موسسات فرهنگی تابعه آن هستند، تلاش می کند تا در ضمن ارائه نمایی شفاف از وضعیت فعالیتهای در حال اجرا و در پیش فرهنگی در آستان قدس، بر روی برخی نقاط قوت و ضعف مخاطبان خود نیز متمرکز شده و در قالب یادداشت های کوتاه تحلیلی آموزشی، رویکرد راهبردی خودش را محقق سازد.

ماه گذشته، ایجاد هارمونی در میان بخش های مختلف این مجله 84 صفحه ای که البته نزدیک به یک سوم آنرا پرونده ای ویژه با موضوع «بررسی میزان توفیق آستان قدس رضوی در اثربخشی مخاطبان در میادین ورزشی» به خودش اختصاص داده است، کار دشوار اما دلپذیری بود که به نظرم نتیجه نهایی اش، مجله آبرومندی در گروه نشریات با مخاطب سازمانی از آب درآمده است.

چنانچه مایل بودید تا به این مجله دسترسی داشته باشید، می توانید به پایگاه اطلاع رسانی شورای عالی فرهنگی آستان قدس رضوی، مراجعه کنید.

با سلام به دانشجویان عزیز

بنا به توافقی که در کلاس صورت دادیم، فهرست موضوعات تحقیق و زمان ارائه هر یک توسط شما عزیزان، به شرح زیر اعلام می شود.

لطفا جهت جلوگیری از «ضایع شدن احتمالی» هنگام ارائه متون تحقیقی و پاورپوینت آن (که الزامی می باشد)، حتما دو تا سه روز قبل، متن تحقیق خود را برایم از طریق پست الکترونیکی ارسال بفرمایید تا چنانچه نیاز به اصلاح یا الصاق موارد تکمیلی داشت، خدمتتان عرض کنم

 

موضوع تحقیق

ارائه دهنده

تاریخ ارائه

گذری بر انواع تاثیرات روانی تبلیغات بر مخاطبان

بابائی نیا، امین داور، ملایریان

جلسه چهارم

راهکارهای جذب تبلیغات در رسانه های کوچک

بختیارنیا، فیاض

جلسه پنجم

مقررات و حدود قانونی در تبلیغات

بهمنی، یزدانی

جلسه ششم

تاثیرات سوء فرهنگی تبلیغات بر جوامع (بویژه ایران)

رضوی، محمدعلی عبدی

جلسه هفتم

جایگاه تبلیغات در تلویزیون (ایران و جهان)

چوپانی، حلاجی

جلسه هشتم

کارآمدترین شیوه های تبلیغات در اینترنت

خارائی، خیاطان

جلسه نهم

«برند»سازی و جایگاه آن در تبلیغات

رضائی، خدادادی

جلسه دهم

تبلیغات دهان به دهان و کارکردهای آن

راستگو، مشهدی

جلسه یازدهم

تحلیل مجموعه تبلیغات شرکت ایرانسل

رحمانی، میرافضلی

جلسه دوازدهم

کارکردهای شخصیت سازی در تبلیغات

رضازاده، شماعی

جلسه سیزدهم

تحلیل مجموعه تبلیغات شرکت چی توز

رمضانی، حسین عبدی

جلسه چهاردهم

تحلیل مجموعه تبلیغات بانک ملت

کاریزنوئی، غلامی

جلسه پانزدهم

شیوه های سنجش اثربخشی تبلیغات در رسانه های مختلف

حشمتی، غلامی، نظری

جلسه شانزدهم

با سلام به دانشجویان عزیز

بنا به توافقی که در کلاس صورت دادیم، فهرست موضوعات تحقیق و زمان ارائه هر یک توسط شما عزیزان، به شرح زیر اعلام می شود.

لطفا جهت جلوگیری از «ضایع شدن احتمالی» هنگام ارائه متون تحقیقی و پاورپوینت آن (که الزامی می باشد)، حتما دو تا سه روز قبل، متن تحقیق خود را برایم از طریق پست الکترونیکی ارسال بفرمایید تا چنانچه نیاز به اصلاح یا الصاق موارد تکمیلی داشت، خدمتتان عرض کنم

 

موضوع تحقیق

ارائه دهنده

تاریخ ارائه

تاریخچه سانسور در رسانه های ایران و جهان

ملیحه خورسند پرهیزگار

30/7/92

حقوق صنفی روزنامه نگاران در ایران

محمد محمودی فر

7/8/92

حقوق پخش برنامه های ماهواره ای در جهان

سیدحسن کوچکی

14/8/92

سیر تاریخی قوانین رسانه ای در ایران

محسن قلی پور روشناوند

21/8/92

سازمان های بین المللی حقوق رسانه ها در جهان

محمدمهدی شیری سرشوری

28/8/92

جرائم مطبوعاتی در ایران و جهان

غلامحسین دیمه کار

5/9/92

هیات منصفه مطبوعات در ایران

مهدی کرمی افکان

12/9/92

جرائم رسانه های دیجیتال در ایران و جهان

محمد صاحبکاری

19/9/92

حقوق صنفی روزنامه نگاران در جهان

سیدرضا روئین دژ

26/9/92

حقوق مالکیت معنوی در رسانه های مکتوب

هادی شیرازی

3/10/92

 

با سلام به دانشجویان خوبم!

برای دانلود جزوه آموزشی درس «ارتباط با مطبوعات» کلیک کنید. احتمالا از دیدن آن بسیار خوشحال و مسرور خواهید شد؛ چون برای نخستین بار در طول عمرم، جزوه ای فوق العاده مختصر و مفید برایتان آماده کرده ام. این البته بخشی از ماجراست و تلاش خواهم کرد این شیرینی اولیه را با کار گروهی در کلاس، پروژه مطالعاتی و کوئیزهای هفتگی برایتان ماندگار کنم!!

نکته آخر این پست هم اینکه موضوعات پروژه های انتخابی ام برای این ترم شما را تا پایان هفته از طریق سایت منتشر خواهم کرد؛ ان شالله

موفق باشید؛ همچون همیشه

 

صفحه1 از11